هفت بار روح خویش را آزردم ...

اولین بار زمانی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی خود را فروتن نشان دادم
دومین بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها لنگیدم
سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت،آسان را برگزیدم
چهارمین بار وقتی مرتکب گناهی شدم، به خویش تسلی دادم که دیگران هم گناه می کنند
پنجمین بار آنگاه که به دلیل ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدم،و صبر را حمل بر قدرت و توانایی ام دانستم
ششمین بار که چهره ای زشت را تحقیر کردم، درحالیکه ندانستم آن چهره یکی از نقاب های خودم است
هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشودم و پنداشتم که فضیلت است.
جبران خلیل جبران
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۶/۱۶ ساعت 21:42 توسط بیابان گرد
|
من ، مستم.