نکته ای ظریف ...

 
هیچ وقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن
“حرمت ها شکسته میشود”
هیچ وقت به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن
“تبدیل به وظیفه میشود”
 

متن زیر رو امروز توی وبلاگ دکتر مرتضی احمدی منش دیدم خوندنش خالی از لطف نیست :

باور کنید من هم گاهأ خسته می‌شوم، عصبانی می‌شوم و برخی مواقع احساس فشار می‌کنم. این حالات در همه ما انسانها یکسان است و فقط نوع برخورد ما با مسائل متفاوت است. وقتی یاد بگیریم چطور در کنار مشکلات قرار بگیریم نه در مقابل آنها، یاد می‌گیریم چگونه آرام باشیم و تک تک گره‌های کور زندگی را باز می‌کنیم و باز آرامش داشته باشیم. مشکلات را خدا به ما هدیه داده تا با آنها بزرگ شویم قرار است کامل شویم تا لایق جانان(خدا) شویم. مشکلات می‌آیند و می‌روند تا هر کدام به ما درسی بیاموزند و در نهایت روحمان بزرگتر شود.  پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، دوست، فرزند، رهگذر خیابان، راننده تاکسی و ... همه و همه می‌آیند و می‌روند تا به ما درسهایی بیاموزند. ما چقدر آگاهی داریم و چقدر درس می‌گیریم و در نهایت چقدر روحمان را پرورش می‌دهیم؟!!!!

آری عزیزان به قول مولوی :

دل هر ذره را که بشکافی

آفتابیش در میان بینی

دل مشکلات را با آرامش بشکافید تا گوهرهای موجود دردل آنها را درست دریابید. با خدا باشید آگاهانه مشکلات را کنار بزنید تا زودتر به خدا برسید.

منبع

 

فراق ...

            می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان               هجران بلای ما شد یا رب بلا بگردان 
           مه جلوه می‌نماید بر سبز خنگ گردون              تا او به سر درآید بر رخش پا بگردان 
           مر غول را برافشان یعنی به رغم سنبل             گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان 
           یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست          در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان 
           ای نور چشم مستان در عین انتظارم                چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان 
           دوران همی‌نویسد بر عارضش خطی خوش        یا رب نوشته بد از یار ما بگردان 
           حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست           گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان

 

شنیدی میگن مرد و قولش  ...

فرشته هایِ دنیا رو صدا کن
چشایِ نازتو رو به خدا کن
عمو رفته برامون آب بیاره
واسه دلشورهِ بابا دعا کن

چشات خورشید و لبخند و ستاره
زمین از خون سرخت لاله زاره
برای غربتِ تو گریه کردن
تمام مشک هایِ پاره پاره

به چشمات خواب برمیگرده کاکا
به شب مهتاب برمیگرده کاکا
شنیدی میگن مرد و قولش
عمو با آب برمیگرده کاکا