الهی ...

الهی! بر رخ از خجالت گرد داریم و در دل از حسرت درد داریم و روی از شرم گناه زرد داریم، اگر بر گناه مصرّیم، بر یگانگی مقریم.
الهی! از خاک چه آید مگر خطا و از علت چه زاید مگر جفا و از کریم چه آید جز وفا.
خداوندا! تو ما را جاهل خواندی، از جاهل جز جفا چه آید؟
الهی! باز آمدیم با دو دست تهی، چه باشد اگر مرهمی بر خستگان نهی.
الهی! به لطف ما را دست گیر و پای دار که دل در قرب است و جان در انتظار و در پیش حجاب بسیار.
الهی! حجاب ها از راه بردار و ما را بما مگذار.
الهی! از خاک چه آید مگر خطا و از علت چه زاید مگر جفا و از کریم چه آید جز وفا.
خداوندا! تو ما را جاهل خواندی، از جاهل جز جفا چه آید؟
الهی! باز آمدیم با دو دست تهی، چه باشد اگر مرهمی بر خستگان نهی.
الهی! به لطف ما را دست گیر و پای دار که دل در قرب است و جان در انتظار و در پیش حجاب بسیار.
الهی! حجاب ها از راه بردار و ما را بما مگذار.
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۱/۰۴ ساعت 11:12 توسط بیابان گرد
|


من ، مستم.