وقتی بزرگ شدم
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
غروب انتظار ...
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
این جمعه هم نیامد ...
+
نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۸/۱۰ ساعت 16:22 توسط بیابان گرد
من ، مستم.
من، مستم و ميخانه پرستم.
راهم منماييد،
پايم بگشاييد!
وين جام جگر سوز مگيريد ز دستم!
مي، لاله و باغم
مي، شمع و چراغم.
مي، همدم من،
همنفسم، عطر دماغم.
خوشرنگ،
خوش آهنگ
لغزيده به جامم.
از تلخي طعم وي، انديشه مداريد،
گواراست به كامم.
در ساحل اين آتش.
من غرق گناهم
همراه شما نيستم، اي مردم بتگر!
من نامه سياهم.
فرياد رسا!
در شب گسترده پر و بال
از آتش اهريمن بدخو، به امان دار
هم ساغر پر مي
هم تاك كهنسال.
كان تاك زرافشان دهدم خوشه زرين
وين ساغر لبريز
اندوه زدايد ز دلم با مي ديرين
با آنكه در ميكده را باز ببستند
با آنكه سبوي مي ما را بشكستند
با محتسب شهر بگوييد كه: هشدار!
هشدار
كه من مست مي هر شبه هستم.
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
پیوندهای روزانه
لذت بچگی
زندگی یعنی ...
عسل و شکر
قمار دیگر
مشرق خیال
جای پای خدا
اینجا... سکوت:فریاداست!
سايت شخصي ماكان
دختری با گوشواره مروارید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشتههای پیشین
خرداد ۱۳۹۷
دی ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۴
مرداد ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
اردیبهشت ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
آرشيو
آرشیو موضوعی
شمس و مولانا
حکایت و داستان
شعر و ادبیات
پند و حکمت
اسرار ازل
آگاه سازی
اخلاق و عرفان
عالم عاشق
آیت و نشانه ها
اجتماع و جامعه
روز نوشته ها
پیوندها
جملات زیبا گیله مرد
ذهن نو زندگی نو
گنجور
مولانا
مهاجر
آی طنز
دوربین دات نت
ایران ترانه
آفتاب
سایت خبری تحلیلی تابناک
وبلاگ بانک ملی ایران
خانه دوست
در کوچه های خلوت شب
آثار سخنسرایان پارسیگو
میراث زمان
زیر نور ماه
دکتر شیری
دنیای فناوری-بهترین های روی زمین
BLOGFA.COM